متاسفانه توی کوچه ما هم هستند.خصوصاااامهمانها شون فکر کنید؟ساعت ۳ بامداد،تازه دارن خداحافظی و بدرقه میکنن... اونم چه بدرقه ای،..انگار دارن میرن اونور آب
هههههه ما یه همسایه داشتیم همینطوری بود، یک زن و شوهر بودند معمولاً شوهره زودتر آماده میشد اما خانمه همیشه پشت آیینه گیر بود برای همین هم شوهر بوق میزد که یعنی بابا زودباش دیگه. ما رو کاملاً کلافه کرده بودند. یه روز رفتم به اون آقاهه گفتم اگه میشه بوق نزنید چون من یک بچه چند ماهه تو خونه دارم و اینا و اگر مشکلی پیش بیاد خیلی بد میشه! بنده خدا دیگه بوق نزد. حالا این آقا هر وقت منو میبینه یه نگاه به پشت ماشینم هم میکنه که این بچه ای که میگفتی پس کو! منم هر بار از زیرش در میرم.
متاسفانه توی کوچه ما هم هستند.خصوصاااامهمانها شون

فکر کنید؟ساعت ۳ بامداد،تازه دارن خداحافظی و بدرقه میکنن...
اونم چه بدرقه ای،..انگار دارن میرن اونور آب
وای دقیقا واسه ماهم همینجورین موقع بدرقه مهمون
ععععع خالی بود ک
هههههه ما یه همسایه داشتیم همینطوری بود، یک زن و شوهر بودند معمولاً شوهره زودتر آماده میشد اما خانمه همیشه پشت آیینه گیر بود برای همین هم شوهر بوق میزد که یعنی بابا زودباش دیگه. ما رو کاملاً کلافه کرده بودند. یه روز رفتم به اون آقاهه گفتم اگه میشه بوق نزنید چون من یک بچه چند ماهه تو خونه دارم و اینا و اگر مشکلی پیش بیاد خیلی بد میشه! بنده خدا دیگه بوق نزد. حالا این آقا هر وقت منو میبینه یه نگاه به پشت ماشینم هم میکنه که این بچه ای که میگفتی پس کو! منم هر بار از زیرش در میرم.
واییییی واقعا خخخخخخخ
بچه رو ببوسین پس